تأملات یک انسان

وَ عَسی ان تکرَهوا شَیءً و هوَ خَیرُ لَّکم، و عَسی اَن تُحِبّوا شیءً و هُوَ شرُّ لَّکُم والله یعلمُ و انتم لا تَعلَمون

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۶/۱۰/۱۷
    ...

رفیق

پنجشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۲، ۰۹:۰۹ ب.ظ
چند روز پیش بعد از سال ها سوالی که در ذهنم بود را از یاری پرسیدم. هنوز لذتش را با تمام وجود حس میکنم. زمانی که با هیجان و استرس سعی میکردم تمام سوال هایم را بپرسم در اندک زمانی که با هم هستیم و او با آرامش جواب سوال هایم را میداد و وجودش و حضورش مرا به آرامش فرا می خواند. جالب است که من نیز به آرامش میرسم زمانی که در کنارش قرار میگیرم. بگذریم... سوالم راجبه اختیار در زندگی بود. هر شب جوابش را در ذهن تکرار میکنم. باید با خدا مذاکره کنم. اسمش مذاکره است و در اصل خلوتی با حضور من و خدا است و نه کسی دیگر. اوست که می داند و آرام میکند. اوست که با وجود همه رفیق من است. اوست که با تمام وجود با خود زمزمه میکنم: 

" یا رفیق من لا رفیق له "

  • ۹۲/۰۱/۲۹
  • 5 3 1