تأملات یک انسان

وَ عَسی ان تکرَهوا شَیءً و هوَ خَیرُ لَّکم، و عَسی اَن تُحِبّوا شیءً و هُوَ شرُّ لَّکُم والله یعلمُ و انتم لا تَعلَمون

بایگانی
آخرین مطالب
۰۴
آبان

گاهی گم می شویم و همرنگ‌ جماعت، گاهی کور می شویم همراه جماعت. تا به حال فکر نمی کردم راحتی بسیار نزدیک است...

اما چون همرنگ جماعت شده بودم دور می دیدم. صندلی مدیریت ظاهری خوش دارد. چرخ دار ، راحت و ... اما هنگامی که می نشینی تسلطی بر آن نداری. اما صندلی بدون چرخ ، ثابت از آن هم راحت تر است . هم تسلط داریم هم تکیه گاه محکمی دارد . 

چرا ما همراه و همرنگ جماعت می شویم در حالی که می توانیم آسوده تر زندگی کنیم ؟

  • 5 3 1
۲۸
مهر

رنج فراق هست و امید وصال نیست 

  • 5 3 1
۱۹
شهریور

صلی الله علیک یا اباعبدالله

  • 5 3 1
۱۴
مرداد

گاهی نباید با عقل صحبت کرد ... فقط کافی است آرام باشیم و سکوت کنیم

سخت نیست اما ممکن است گاهی فراموش کنم 

فراموش کنم که ابتدا ظرفیت طرف مقابلم را ببینم و سخن از احتضار بگویم 

  • 5 3 1
۲۵
تیر

ارحم...

ارحم...

ارحم یا الهی

...

پیری و مرگ عجب غصه ی جانفرسایی است 

تا جوانیم دعا کن به شهادت برسیم 

  • 5 3 1
۱۳
خرداد

می شود امشب در تقدیر امسال فرشتگان شهادتم را به محضر امام زمان (عج) عرضه کنند؟

  • 5 3 1
۰۶
ارديبهشت

اشتباه ما این است از همان ابتدا که سؤالی ذهنمان را مشغول می کند از خدا نمی پرسیم تا جوابمان را بدهد

  • 5 3 1
۰۱
فروردين

السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

  • 5 3 1
۲۳
اسفند

وقتی زندگی شهدا را ببینی و بخوانی چیزی بینشان مشترک است 

آنان غرق در نعمت و لذت بودند 

بماند که لذت را چه میدانی 

لذت داشتن همسر و فرزند 

گاهی فرزندانی که شیرین زبانی اشان .... بگذریم ....

غرق محبت خانواده

غرق زیبایی 

خلاصه کلام به همه پشت می کنند و چشم می بندند و میروند سوی خدا

اما ... 

اما من دلبستگی ندارم 

هر چه بیشتر فکر می کنم ندارم و نیست 

نه محبت

نه آرامش 

نه لذت 

نه .... 

شاید دلیل ماندنم همین باشد 

من دلبستگی ندارم تا چشم ببندم و به سمت خدا روم 

من از روی دلتنگی و غم دنیا 

از روی بی کسی و تنهایی 

از روی تلخی دنیا می خواهم سوی خدا روم

آرزوی شهادت در دل دارم 

اما تصور می کنم ماندم دلیلش بر این باشد ...

  • 5 3 1
۰۱
اسفند

اسفند را بی مادر شروع کردیم ...

  • 5 3 1