تأملات یک انسان

وَ عَسی ان تکرَهوا شَیءً و هوَ خَیرُ لَّکم، و عَسی اَن تُحِبّوا شیءً و هُوَ شرُّ لَّکُم والله یعلمُ و انتم لا تَعلَمون

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۶/۱۰/۱۷
    ...

وصله ی ناجور

سه شنبه, ۴ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۴۰ ب.ظ

شیعه مهجور تو منم 

وصله ی ناجور تو منم

غرق بلایم...


نمی دانم تا چه اندازه تو را میخواهم، شاید بگویم عاشقت هستم اما در عمل این طور نمی باشم. میدانید آقا جان زمانی سعی کردم که سرباز و خادم شما باشم. اما نمی دانم لایق نبودم یا صلاح نبوده یا ... . فقط اینکه ما ناامید شدیم از خدمت و سربازی شما و خود آگاهید که هیچ چیز دیگر برای تقدیم کردن به شما ندارم. اگر هم بعضی مسائل هست آنان فقط بر حسب وظیفه انجام گرفته از طرف یه وصله ناجور و البته شاید شیعه... . همیشه در آرزویم است تا جان نثار شما باشم اما تصور میکنم جانم هم ارزشی برای شما ندارد، روزها دعا میکنم خداوند از عمر من بکاهد و بر عمر یکی از سربازان گمنامت بیافزاید. مطمئنا او یکی از بندگان مخلص خدا و از سربازان شماست. جانم را تقدیمش میکنم تا انشالله با کارهایش زمینه ظهور شما فراهم شود. دوست دارم از عمرم کاسته شود و بر عمر افزوده زیرا او خادم و سرباز شماست، زیرا عاشق شماست و من میدانم در طول هم هستید. شاید من وصله ی ناجور نتوانم کاری انجام دهم شاید ازین طریق در حد و توانم برای شما کاری انجام داده باشم امیدوارم خداوند صدایم را بشنود. میدانید آقا! دلم شما را میخواهد. من از شما خودتان را میخواهم.

  • ۹۲/۰۴/۰۴
  • 5 3 1

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.