تأملات یک انسان

وَ عَسی ان تکرَهوا شَیءً و هوَ خَیرُ لَّکم، و عَسی اَن تُحِبّوا شیءً و هُوَ شرُّ لَّکُم والله یعلمُ و انتم لا تَعلَمون

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۶/۱۰/۱۷
    ...

اعتراف

پنجشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۴۰ ق.ظ
گاهی موقعیت های پیش می آید که نمی توان در موردش حتی صحبت کرد. در ابتدا میخواهم بگویم " الحمدلله " . میخواهم بگویم خدایا شکرت به پاس تمام نعمت هایی که میدهی. انشالله که شاکر باشم. کلمات را گم کرده ام برای حرف زدن. میخواهم بنویسم که یادم بماند خداوند چه قدر مهربان است. روز گذشته باز هم درهای رحمت خدا به رویم گشوده شد. از این همه لطف و مهربانی اشک هایم بند نمی آمد. شکر میکردم و بر عمر هدر رفته خود حسرت میخوردم. اما چه سود که حسرت دردی را دوا نمی کرد. شاید اعتراف کنم بهتر باشد، اعتراف به تصور پاک بودن و بی عیب بودن، اعتراف به طلبکار بودن از خدا، اعتراف به مغرور بودن و چه زیبا خداوند روز گذشت به من فهماند که چه بنده ای برایش بوده ام. به قدری زیبا بود که از لطافت فهمش از خود خجالت میکشیدم و فقط به حال خود اشک میریختم. سپاس خدایا، سپاس که به من فهماندی هیچ بودنم را، سپاس بابت نعمتی که ارزانی داشتی، سپاس که مرا مجازات نکردی، سپاس که با لطافت مرا آگاه کردی، سپاس که به من سلامتی دادی، سپاس که در حال حاضر در مقابلت توفیق شکر کردن را عطا نمودی، سپاس ، سپاس، سپاس،... . خدایا من اینک راضیم از همه چیز ،تو نیز از من راضی باش و مرا با پیامبران و صالحین محشور فرما. خدایا خدایا خدایا مرا عاشق خودت کن.
  • ۹۲/۰۲/۲۶
  • 5 3 1

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.